<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه علمی هیدرولیک</title>
    <link>https://jhyd.iha.ir/</link>
    <description>نشریه علمی هیدرولیک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی آزمایشگاهی خصوصیات هیدرولیکی خط لوله سیستم هیدروساکشن VMHS</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240638.html</link>
      <description>چکیده - یکی از چالش‌های مهم عصر حاضر در زمینه مدیریت منابع آبی، تخلیه رسوبات تجمع یافته در مخازن سدها است. انباشت رسوبات باعث تبعات نامطلوب زیادی به لحاظ هزینه‌های احیاء مخازن و از دست رفتن کارایی تجهیزات جانبی سد از جمله توان تولید برق، مدیریت سیلاب و غیره می‌شود. بنابراین، بکارگیری روش‌های کارامد برای کنترل رسوبات و تخلیه آن‌ها بسیار ضروری است. در میان روش‌های ارائه شده، روش هیدروساکشن (VMHS) به عنوان یکی از راهکارهای نوین موثر با بازدهی مناسب در تخلیه رسوبات به شمار می‌رود که در دو دهه اخیر مورد توجه محققین و مهندسین علم هیدرولیک قرار گرفته است. در این تحقیق به بررسی بیشتر این روش اهتمام شده است تا با شناخت بهتر از عملکرد و خصوصیات آن، موجب ارتقاء طراحی و افزایش بهره‌وری سیستم گردد. این تحقیق در شرایط آزمایشگاهی و با استفاده از انواع لوله‌های مکش بدون و با سوراخ‌های مکنده با انواع قطرها و آرایش متنوع تحت سه اختلاف تراز تامین کننده انرژی سیستم استفاده شد و با کمک ابزارهای اندازه‌گیری دقیق، دبی و فشار جریان بررسی و تحلیل شد. در نهایت، با کمک این داده‌ها و روابط تحلیلی تمامی افت‌های طولی و موضعی موجود در سیستم براورد شد. همچنین، ضرایب دبی جریان و افت موضعی در سوراخ‌های لوله مکش محاسبه و به بررسی دقیق فشار در دهانه لوله و اندرکنش آن با عملکرد سوراخ ها در انتقال جریان به درون سیستم پرداخته شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی راهبرد خودکارسازی بهره‌برداری آب سطحی در شبکه آبیاری با استفاده از چارچوب CLEWs (مطالعه موردی: شبکه آبیاری قزوین)</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_239795.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، تشدید خشکسالی‌ها، کاهش منابع آب تجدیدپذیر و افزایش هزینه‌های انرژی، ضرورت بهره‌گیری از رویکردهای هوشمند در مدیریت بهره‌برداری سامانه‌های آبیاری سطحی را دوچندان کرده است. پژوهش حاضر با هدف توسعه چارچوبی عددی برای اتصال مدل‌های بهره‌برداری آب سطحی به مدل CLEWs )آب، انرژی، غذا و پایداری محیط‌زیست) در شبکه آبیاری قزوین انجام شد. بدین منظور، دو روش بهره‌برداری شامل روش مرسوم مبتنی بر دریچه‌های آمیل و روش نوین کنترل خودکار پیش‌بین (MPC) در قالب دو سناریوی نرمال و خشکسالی شبیه‌سازی گردید. شاخص‌های کمی شامل کفایت تأمین آب، انرژی مصرفی پمپاژ و انتشار CO₂ محاسبه و در قالب شاخص ترکیبی CLEWs ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که در سناریوی نرمال، میانگین شاخص CLEWs از 75/0 در روش مرسوم به 00/1 در روش MPC افزایش یافت. در سناریوی خشکسالی نیز این مقادیر به‌ترتیب 41/0 و 88/0 محاسبه شدند که بیانگر بهبود قابل‌توجه عملکرد سامانه تحت کنترل خودکار است. تحلیل جبهه پارتو نشان داد که استفاده از MPC موجب کاهش هم‌زمان انرژی مصرفی، کاهش انتشار کربن و افزایش پایداری هیدرولیکی می‌شود. در مجموع، اتصال عددی مدل بهره‌برداری سطحی به چارچوب CLEWs تصویری جامع از تعامل میان آب، انرژی و محیط‌زیست فراهم کرده و می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر برای تصمیم‌سازی مدیریتی و برنامه‌ریزی راهبردی در شرایط کم‌آبی و تغییر اقلیم مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی ضرایب معادل رابطه فورشهایمر در محیط غیرهمگن عمودی جریان غیردارسی در مصالح سنگریزه‌ای</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240639.html</link>
      <description>رفتار جریان غیردارسی درون مصالح سنگریزه‌ای به مشخصات فیزیکی سنگدانه، خواص سیال و ویژگی‌های جریان بستگی دارد. جریان غیردارسی درون محیط‌های غیرهمگن نیز به مشخصات فیزیکی هر یک از اجزاء تشکیل دهنده محیط مذکور وابسته بوده و ضرایب رابطه فورشهایمر معادل کل محیط غیرهمگن، تابعی از ضرایب مذکور هر یک از اجزاء محیط می‌باشد. پژوهش حاضر در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه زنجان در کانالی به طول ۵ متر و عرض ۳۰ سانتی متر و ارتفاع ۳۰ سانتی‌متر برای سه دانه بندی ریز،متوسط ودرشت سنگدانه‌هاانجام شده است. برای این منظور آزمایشات به تعداد 90 مورد در دبی های مختلف و شرایط همگن وغیرهمگن عمودی انجام شده است.روابط ضرایب معادل فورشهایمر محیط غیرهمگن عمودی ازسه روش مختلف برپایه رابطه بین سرعت وگرادیان هیدرولیکی تعیین شده است.درروش اول بامساوی قراردادن مجموع افت‌های هریک ازاجزای محیط باکل افت محیط غیرهمگن،درروش دوم با مساوی قرار دادن مقادیر نیروی اصطکاک هر یک از اجزا با کل نیروی اصطکاک و روش سوم که به صورت رابطه تجربی برآوردگردید و به روابط متفاوتی توسعه داده شده است. ازآنجاکه رابطه دارسی فقط درجریان آرام اعتبار دارد، در نتیجه طبق آزمایشات انجام شده درپژوهش حاضر وعدم اعتبار رابطه دارسی،جریان همواره آشفته می باشد. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهدکه میانگین خطای ضریب a در روش‌های اول، دوم وسوم به ترتیب 32/87، 91/87 و 41/48 درصد ومیانگین خطای ضریب bدر روش‌های اول،دوم و سوم به ترتیب 78/34، 31/32 و 24/33 درصد بوده است. میانگین خطای نسبی گرادیان هیدرولیکی برآوردشده باروش‌های اول،دوم و سوم به ترتیب 8، 77/8 و 7/5 درصد خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>A Laboratory Study of the Controlling Role of Worst-Case Log Placement and Pier&amp;ndash;Abutment Effects on Accumulation Probability</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_239796.html</link>
      <description>AbstractThe accumulation of large wood (LW) at bridge structures poses a significant flood hazard, yet the critical role of initial log placement in triggering these blockages remains insufficiently quantified. This study provides a systematic experimental investigation into the parameters governing the accumulation probability (AP) at bridge piers and abutments. It focuses on four key domains: (1) initial log placement conditions (release distance, lateral position, and orientation); (2) approach flow conditions; (3) geometric characteristics of the bridge, particularly the varying distance between the pier and abutment; and (4) LW characteristics, including length, diameter, branching, and transport regime (uncongested vs. congested). Results identified the worst-case scenario for LW accumulation around piers and abutments: logs released 1m upstream of the abutment nose, from the channel centerline, and oriented perpendicular to the flow. Furthermore, the analysis reveals that accumulation probability is predominantly a function of approach flow velocity, log length and diameter, and the distance between the pier and abutment. Overall, these findings provide a quantitative, design-oriented basis for estimating LW accumulation risk and for guiding the layout of pier&amp;amp;ndash;abutment systems to enhance resilience against wood-laden floods.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عددی الگوی جریان در سرریزهای اوجی همراه با کالورت در شرایط جریان آزاد</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_239797.html</link>
      <description>اندازه‌گیری دبی و سازه‌های کنترل جریان به‌طور گسترده‌ای در کاربردهای مهندسی هیدرولیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. هدف این مطالعه، مدل‌سازی عددی از جریان عبوری از سیستم ترکیبی سرریز اوجی با استاندارد USBR و سازه کالورت به عنوان شکاف در بدنه سد می‌باشد. علاوه بر این، به‌منظور بررسی الگوی جریان، اثر قرارگیری این کالورت در چهار حالت ارتفاعی مختلف در بدنه سرریز اوجی در نسبت‌های متفاوتی از دبی مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام شبیه‌سازی‌های عددی، معادلات ناویر-استوکس میانگین‌گیری شده (RANS) با استفاده از روش حجم محدود در نرم‌افزار Flow-3D حل شده‌اند. ارزیابی داده‌های آزمایشگاهی و یافته‌های عددی برای سرریز اوجی بدون کالورت نشان می‌دهد که با استفاده از مدل آشفتگی K-\omega اختلاف پروفیل سطح آب با آماره‌های ضریب تبین (R2) و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) به ترتیب مقدار 97/0 و 0112/0 تطابق دارند. به‌طورکلی نتایج نشان می‌دهد در حالت به‌کارگیری دو کالورت حداکثر سرعت جریان به میزان 40 درصد در پنجه سرریز اوجی کاهش داشته و به میزان 14 درصد موقعیت آن بالاتر از حالت سرریز بدون کالورت می‌باشد. بررسی عدد فرود در این حالت نشان می‌دهد که رژیم جریان را به دلیل کاهش مومنتوم به‌صورت پرش هیدرولیک مستغرق در پنجه سرریز تشکیل می‌شود. همچنین نتایج نشان می‌دهد در دبی کم، جایی که نقش کالورت برجسته‌تر بوده و سهم بیشتری از جریان کل از آن عبور می‌کند، افزایش سه برابری دبی منجر به کاهش افت کلی انرژی تا 30 درصد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اندازه گیری آزمایشگاهی سرعت و شکل موج امواج ضربه ای ناشی از سقوط توده در مخازن سدها با استفاده از روش سطح نگاری لیزری</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240637.html</link>
      <description>بررسی خصوصیات امواج ناشی از سقوط توده‌های سنگی دیواره مخازن سدها از اهمیت ویژهای برخوردار است.در پژوهش حاضر، درون استخری به طول 5/12 متر، عرض 5/6 و ارتفاع 1 متر ، بر اثر سقوط توده در مخزن، پارامترهای موج برای اولین بار با استفاده از روش سطح نگاری لیزری اندازه گیری شده است. آزمایش-ها با استفاده از توده لغزشی به وزن 200 کیلوگرم و برای عمق آب 75 سانتی متری انجام شده است. چیدمان لیزرها به صورت دو آرایه (با فاصله 76 سانتی متری ) به گونه ای که در هر آرایه از 15 لیزر که دو به دو روبروی هم قرار گرفته اند، تشکیل شده است. با استفاده از لیزرهای مذکور و دوربین DSLR، پس از سقوط توده قرار داده شده بر روی سطح شیبدار، تغییرات ارتفاعی موج ایجاد شده بر حسب زمان تصویربرداری شده است. سپس با استفاده از تصویرهای مذکور و روش سطح نگاری لیزری، ابتدا ارتفاع موج اندازه گیری شده و سپس با استفاده از تغییرات آن، طول موج و سپس با توجه به اندازه گیری فاصله زمانی عبور موج از مقابل دو ردیف آرایه لیزر، سرعت موج نیز به دست آمده است. شایان ذکر است که سرعت تصویربرداری دوربین مذکور برابر با 04/0 ثانیه می‌باشد. نتایج آزمایشگاهی بیانگر آنست که مقدار سرعت موج اندازه گیری شده با روش مذکور برابر با 67/2 متر بر ثانیه بوده و این مقدار در حالت استفاده از رابطه سرعت موج (C=&amp;amp;radic;gh) برابر با 71/2 محاسبه شده که بیانگر اختلاف 48/1 درصدی و دقت بالای روش اندازه گیری پیشنهادی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هیدرولیک جریان در فلوم با موانع استوانه‌ای چندگانه در شرایط جریان آزاد</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240640.html</link>
      <description>فلوم‌ها یکی از متداول‌ترین روش‌های اندازه‌گیری جریان در مجاری باز مبتنی بر رابطه دبی- اشل هستند. در این تحقیق، هیدرولیک جریان در فلوم‌های با موانع استوانه‌ای به صورت آزمایشگاهی مطالعه شده است. برای این منظور مدل‌های مختلفی از این نوع فلوم در شرایط جریان آزاد مورد آزمایش قرار گرفت. متغیرهای این تحقیق شامل ارتفاع‌ها و قطرهای مختلف موانع و دبی‌های متفاوت در شرایط جریان آزاد می‌باشند. در این تحقیق برای 11 مدل فلوم در مجموع 190 آزمایش انجام شد. نتایج نشان داد با افزایش قطر و ارتفاع موانع، مقدار شاخص دبی کاهش می‌یابد. همچنین با کاهش ارتفاع و افزایش قطر موانع، سازه در دبی کمتری مستغرق گردید. سپس با استفاده از تحلیل ابعادی پارامترهای بدون بعد موثر این فلوم استخراج شده و در نهایت با استفاده از رگرسیون چند متغیره غیرخطی یک رابطه تجربی ارائه شد که دقت آن با استفاده از معیارهای آماری مورد ارزیابی قرار گرفت. مقدار R2 این رابطه برای داده‌های آموزش و واسنجی 98/0 می‌باشد. مقدار خطای نسبی این رابطه بر اساس داده‌های واسنجی حدود 11 درصد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یک چارچوب مونت کارلو-LSTM برای ارزیابی واقع‌بینانه و مدیریت پیش‌بینانه لایروبی کانال های شهری</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240643.html</link>
      <description>ارزیابی اثربخشی لایروبی کانال‌ها برای مدیریت پایدار رواناب شهری حیاتی است. با این حال، رویکردهای سنتی که به گزارش یک شاخص قطعی (مانند درصد کاهش زبری مانینگ) اکتفا می‌کنند، عدم قطعیت‌های ذاتی در اندازه‌گیری‌های میدانی و پتانسیل مدل‌های پیش‌بینی مدرن را نادیده می‌گیرند. این پژوهش یک چارچوب ارزیابی دوگانه و نوآورانه برای رفع این خلاء ارائه می‌دهد. در این مطالعه، از داده‌های میدانی سطح آب و سرعت جریان قبل و بعد از لایروبی کانال ابوذر تهران استفاده شد. ابتدا، یک شبیه‌سازی مونت کارلو برای کمی‌سازی تأثیر عدم قطعیت در پارامترهای اندازه‌گیری شده بر روی ضریب زبری مانینگ پیاده‌سازی شد. سپس، به عنوان اثبات مفهوم، یک شبکه عصبی حافظه طولانی کوتاه‌مدت (LSTM) برای پیش‌بینی سری زمانی نوسانات سطح آب در کانال، بر اساس داده‌های سنسورها، توسعه داده شد. نتایج تحلیل عدم قطعیت نشان داد که اگرچه میانگین کاهش ضریب مانینگ 4.47 درصد بود، اما بازه اطمینان 95% این کاهش، بسیار گسترده و بین 9.66- تا 17.12درصد قرار دارد. این یافته بر اهمیت حیاتی در نظر گرفتن عدم قطعیت در تحلیل‌های هیدرولیکی تأکید می‌کند. علاوه بر این، مدل LSTM توسعه‌یافته با موفقیت الگوهای زمانی را فرا گرفت و توانست سطح آب را با دقت بالا و ریشه میانگین مربعات خطای (RMSE) تنها ۳.۲ سانتی‌متر بر روی داده‌های آزمون، پیش‌بینی نماید. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که تلفیق تحلیل‌های احتمالاتی با مدل‌های پیش‌بینی هوش مصنوعی، دیدگاهی بسیار واقع‌بینانه‌تر و جامع‌تر نسبت به روش‌های ارزیابی سنتی فراهم کرده و گامی اساسی به سوی مدیریت داده‌محور و هوشمند زیرساخت‌های آبی شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد SPM در تخمین ضریب سرعت در کانال‌های هندسی</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240642.html</link>
      <description>مقدار ضریب سرعت (&amp;amp;alpha;) و تغییرات آن در عرض سطح آزاد آب در کانال‌های هندسی تاکنون بطور مشخص مورد بررسی قرار نگرفته است. در این پژوهش، با استفاده از روش تک نقطه‌ای (SPM)، که یک روش آسان و کم‌هزینه است، تغییرات ضریب سرعت در عرض سطح آزاد آب در کانال‌های هندسی مورد بررسی قرار گرفته است. این ضریب با استفاده از روش مذکور و با درنظر گرفتن توزیع قائم سرعت توانی، برای هر نقطه از سطح آزاد آب بدست آمده و سپس ضریب سرعت برای کل مقطع، به‌صورت میانگین وزنی محاسبه گردید. صحت-سنجی نتایج با استفاده از داده‌های آزمایشگاهی انجام شد که با توجه به خطای نسبی زیر 5%، نشان‌دهنده دقت بسیار خوب مدل SPM است. نتایج نشان می‌دهند که در تمام مقاطع هندسی، با باریک شدن مقطع کانال، محل سرعت حداکثر از سطح آزاد آب دور شده و مقدار ضریب &amp;amp;alpha; محلی افزایش می‌یابد (&amp;amp;alpha;=1.04 در کانال مستطیلی باریک) و در کانال‌های عریض، محل سرعت حداکثر به سطح آزاد نزدیک شده و مقدار ضریب &amp;amp;alpha; محلی کاهش پیدا می‌کند (&amp;amp;alpha;=0.714 در کانال ذوزنقه‌ای عریض). بنابراین، ارتباط کلی بین تغییرات منحنی‌های هم‌سرعت و ضریب &amp;amp;alpha; نتیجه گرفته و مشخص شد مقدار پیش‌فرض 0.85 برای ضریب سرعت نمی‌تواند در تمام شرایط هندسی قابل کاربرد باشد. علاوه‌بر این، مقایسه‌هایی بین ضریب سرعت بدست آمده از SPM و سایر پژوهش‌ها انجام شد که نشان داد محدوده تغییرات بدست آمده برای ضریب &amp;amp;alpha; در کانال‌های هندسی، در محدوده قابل قبول است و مقادیر خطای نسبی در شرایط مشابه از 0.92% تا 12.67% متغیر است</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی آزمایشگاهی فلوم متخلخل با گلوگاه ذوزنقه‌ای و مثلثی در شرایط جریان مستغرق</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240644.html</link>
      <description>فلوم‌های بدون گلو به دلیل ساختار ساده و اجرای راحت، در کنار دقت بالایی که دارند، ابزاری کارآمد جهت اندازه‌گیری دبی در کانال‌های روباز محسوب می‌شوند. از طرفی سازه‌های گابیونی به دلیل سازگاری با محیط زیست و کارایی بهتر آنها نسبت به سازه‌های صلب مورد توجه محققین مختلف قرار گرفته است. در این پژوهش به مدلسازی آزمایشگاهی فلوم متخلخل با گلوگاه ذوزنقه‌ای و مثلثی در شرایط جریان آستانه استغراق و مستغرق، پرداخته شده است. بدین منظور 36 فلوم ساخته شد که دارای ارتفاع، بازشدگی گلوگاه و درصد تخلخل متفاوتی بودند. در مجموع 330 آزمایش در شرایط جریان آستانه استغراق و 880 آزمایش در شرایط جریان مستغرق بر روی این فلوم‌ها انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که برای یک دبی ثابت در صورتی که بازشدگی و تخلخل مصالح ثابت باشد، با افزایش ارتفاع فلوم، عمق آستانه استغراق به میزان 5 تا 28 درصد افزایش پیدا می‌کند که موجب مقاومت فلوم در برابر استغراق می‌شود. همچنین، فلوم متخلخل با ارتفاع 20 سانتی‌متر که گلوگاه مثلثی دارد و مصالحی با درصد تخلخل 37 درصد پر شده است، مقاوم‌ترین فلوم در برابر استغراق است. در انتها، با استفاده از رگرسیون چند متغیره غیرخطی به عنوان یک مدل جعبه سفید و نیز مدل GEP به عنوان یک مدل جعبه خاکستری روابطی تجربی بر اساس تحلیل ابعادی انجام شده، استخراج شد و با استفاده از معیارهای آماری مورد ارزیابی قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عددی بستر رسوبی پایین‌دست مجاری شست‌وشو برای بازشدگی‌ها و شیب‌های متفاوت</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240645.html</link>
      <description>یکی از مباحث مورد توجه در مهندسی هیدرولیک، پدیده رسوب‌شویی و اثرات مخرب آن بر مورفولوژی و زیست محیط رودخانه در پایین‌دست آن است. در بررسی این پدیده پیش‌بینی تغییرات تراز بستر رسوبی ناشی از رسوب‌شویی ضروری است. ازآنجایی‌که انجام تحقیقات آزمایشگاهی و میدانی در زمینه پدیده معمولاً پرهزینه و زمان‌بر است، چنانچه بتوان به راهکاری برای بررسی آن به طور گسترده‌تر و کم‌هزینه‌تر رسید، می‌توان در کنترل هزینه‌ها و همچنین افزایش سرعت تحقیقات گام مهمی برداشت. در این پژوهش به بررسی اثرگذاری فاکتورهای شیب، میزان بازگشایی دریچه و زمان بر تغییرات بستر رسوبی در مجاری رسوب‌شویی پرداخته شده است. با مقایسه صورت‌گرفته بر روی مدل فیزیکی و آزمایشگاهی مشخص گردید مدل آشفتگی RNG با میزان خطای 3/4 درصد نسبت به دو مدل آشفتگی k-&amp;amp;epsilon; و Les در شبیه سازی بستر فرسایش‌پذیر مناسب‌تر بوده و جهت ادامه مطالعات انتخاب گردید. پس از مشخص شدن میزان خطا با تعریف آزمون‌های مختلف مشخص گردید با کاهش میزان بازشدگی دریچه از 100 به 50 و 25 درصد عمق آبشستگی در مجاورت دریچه حدود 35 و 60 درصد و طول ناحیه فرسایش یافته نیز در پایین دست تا 4/1 برابر افزایش می‌یابد. بررسی‌ها نشان داد با افزایش شیب مجرای رسوبشویی از 5 به 15 درصد عمق آبشستگی در مجاورت دریچه تا 45 درصد افزایش می‌‌یابد و حجم رسوبات منتقل‌شده به پایین‌دست با افزایش حدود ۵۰ درصدی مواجه می‌گردد. همچنین مشخص گردید فاکتور زمان در شکل‌گیری پروفیل بستر نسبت به شیب مجرا و بازشدگی‌ دریچه تاثیر کمتری را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آزمایشگاهی تعیین ضریب آبگذری سازه سرریز با مقطع مرکب همراه با دریچه تحتانی</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_240646.html</link>
      <description>در این پژوهش به مطالعه آزمایشگاهی سازه ترکیبی سرریز با مقطع مرکب همراه با دریچه تحتانی پرداخته شد و ضریب جریان در شرایط هیدرولیکی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش‌های مربوط به این پژوهش در آزمایشگاه هیدرولیک دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در کانال مستطیلی به طول 10 متر، ارتفاع 50 سانتی‌متر و عرض 30 سانتی‌متر انجام گرفته است. به منظور بررسی و محاسبه ضریب جریان، آزمایش‌ها در دو حالت جریان با بازشدگی ثابت دریچه با دبی‌های متفاوت و بازشدگی متفاوت دریچه با دبی‌های ثابت در دو شیب 002/0 و 004/0 صورت گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد با افزایش پارامتر بدون‌بعد Y/D (ارتفاع آب روی دریچه نسبت به ارتفاع کانال)، ضریب جریان دارای روند نزولی می‌باشد. از طرفی با کاهش Y/D، ضریب جریان افزایش یافته و به سمت عدد 76/0 میل می‌کند. همچنین با افزایش پارامتر بدون‌بعد H_g/D (میزان بازشدگی دریچه نسبت به ارتفاع کانال)، ضریب جریان افزایش می‌یابد و ضریب جریان در محدوده 72/0C_T&amp;amp;le; قرار می‌گیرد. تغییر شیب کف کانال نیز تغییرات قابل توجه‌ای در ضریب جریان سازه ایجاد نکرد. مقایسه نتایج پژوهش حاضر با سایر پژوهش‌های مرتبط نشان از همخوانی و تطابق نتایج دارد؛ به عبارتی با افزیش پارامتر ارتفاع بی‌بعد آب روی دریچه ضریب جریان سازه ترکیبی کاهش و با افزایش پارامتر بازشدگی بی‌بعد دریچه، ضریب جریان سازه ترکیبی افزایش می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت توزیع آب شهری در نقاط پرمصرف با استفاده از شیر خودکار کنترل دبی</title>
      <link>https://jhyd.iha.ir/article_241097.html</link>
      <description>مجتمع‌های مسکونی بزرگ برای ذخیره آب در مدت زمان بسیار کوتاهی مصرف قابل توجهی دارند. این عمل منجر به افت فشار شدید در سایر نقاط شبکه، خصوصاً در زمان پیک مصرف، می‌شود. شیر تثبیت دبی اگر به صورت درست طراحی و انتخاب شوند می‌توانند در زمان پیک مصرف برای تعدیل توزیع آب در سطح شبکه بسیار کارآمد باشند. در این مقاله نسبت به بررسی کاربرد یک نمونه از شیرهای خودکار تثبیت دبی اقدام شد. شیرهای خودکار تثبیت دبی 2 و 4 لیتر بر ثانیه متناسب با الگوی مصرف و حجم مخزن در محل ورودی آب به دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) طراحی و نصب شدند. پس از آزمون‌های موفق آزمایشگاهی، عملکرد میدانی شیرها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کسری مخزن در طول هفته مدام افزایش یافته و در نهایت به حدود 150 هزار لیتر رسید. تنها در روز جمعه با درنظر گرفتن دبی ورودی به مخزن معادل 2 لیتر بر ثانیه می‌توان حدود 164 هزار لیتر آب برای ورودی به مخزن در نظر گرفت و درنتیجه کل کسری مخزن قابل جبران خواهد بود. از طرفی با بررسی فشار آب روی خط لوله آب شهری ملاحظه ‌شد در حالتیکه هیچ کنترلی روی مقدار آب ورودی به مخزن نباشد فشار در محل ورود آب به مخزن دانشگاه حدود صفر است و به عبارت دیگر آب با بیشترین دبی و کمترین فشار وارد مخزن شده است. با اعمال کنترل روزانه و کنترل هفتگی به صورت حدودی فشار روی خط لوله آب شهری به 6/3 و 7 متر افزایش یافت.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
